معرفی پروژه
معماران: OMA
مساحت: ۶۱٬۹۳۰ فوت مربع
عکاسان: Jason O’Rear ،Jason Keen
معمار اجرایی پروژه: Cooper Robertson
تیم معماری اجرایی: Erin Flynn، Andrew Barwick، Isil Akgul
مدیر ساخت: شرکت F.J. Sciame Construction Co., Inc
تیم مدیریت ساخت: Joseph Mizzi، Steven Colletta، Thomas Sevchuk
مهندسی سازه: Arup
تیم سازه: Matt Jackson، Christopher Adams
سیستمهای مکانیکی: Arup
تیم تأسیسات مکانیکی: Matt Jackson، Neil Muir
مهندسی ژئوتکنیک: Langan
تیم ژئوتکنیک: Arthur Alzamora، Mark Gallagher
مهندس عمران: Philip Habib & Associates
مسئول مهندسی عمران: Philip Habib
طراحان نورپردازی: Dot Dash
مکان:نیویورک، آمریکا
رویکرد OMA در طراحی موزه هنر معاصر جدید نیویورک
نخستین پروژه فرهنگی ما در نیویورک، الحاقیهای جدید برای موزه «نیو میوزیوم» در کنار ساختمان شاخص طراحیشده توسط SANAA در خیابان Bowery شماره ۲۳۵ است. این موزه در سالهای اخیر از نظر تعداد بازدیدکنندگان، نمایشگاهها و فعالیتها رشد چشمگیری داشته است. برنامههای متنوع آن، از جمله برنامههای آموزشی گسترده، مرکز نوآوری فرهنگی NEW INC و همچنین نمایشگاههای شناختهشده بینالمللی، این مجموعه را به نوعی آزمایشگاه فرهنگی تبدیل کردهاند. از ما خواسته شد ساختمانی جدید طراحی کنیم که هم فضای موردنیاز برای فعالیتهای توسعهیافته موزه را فراهم کند و هم بازتابی از رویکرد عمومیتر و بلندپروازانهتر آن باشد؛ ساختمانی که برنامهها و زیربنای ساختمان موجود را در زمینی مجاور تکرار کند؛ دو بخش در کنار یکدیگر، در عین تفاوت، مکمل هم.
این وضعیت از ابتدا بر پایه نوعی دوگانگی در معماری شکل گرفته بود. اگرچه چنین دوگانگیهایی در توسعه موزهها امری رایج است، اما گاهی میتوانند مانع بروز ظرفیت کامل مجموعه شوند. ما بهدنبال رابطهای کمتر مستقیم و قابلپیشبینی و شاید حتی شاعرانهتر میان دو بخش یک کل بودیم.
آیا ممکن است یکی از ساختمانها نقش زیرساختی و پشتیبان داشته باشد تا دیگری آزادی بیشتری پیدا کند؟
آیا میتوان دو موجودیت کاملاً برابر و هماهنگ داشت؟
یا دو ساختمان مستقل اما در عین حال وابسته و مکمل یکدیگر؟
تعامل معماری میان دو ساختمان موزه در پروژه OMA
رویکرد ما ضمن احترام به هویت و یکپارچگی ساختمان مجاور طراحیشده توسط SANAA، شخصیت مستقل خود را نیز بهوضوح بیان میکند. موزه هنر معاصر جدید بهصورت یک زوج همافزا عمل میکند که از نظر فضایی و عملکردی در تعامل دائمی هستند و مجموعهای متنوع از فضاها را برای اهداف نمایشگاهی و برنامههای مختلف موزه فراهم میآورند.
ما برنامههای موردنیاز را دقیقاً در تراز طبقات ساختمان موجود سازماندهی کردیم؛ سه طبقه گالری، فضای دائمی برای NEW INC، دفاتر اداری و فضاهای چندمنظوره آموزشی و رویدادها، بهگونهای که ساختمان جدید و قدیم به هم متصل شوند. ارتفاع سقف گالریهای متصل در هر طبقه با یکدیگر هماهنگ شده تا فضای نمایشگاهی گستردهتر و جریان افقی روانتری میان دو ساختمان ایجاد شود.
گالریها میتوانند بهصورت یکپارچه برای برگزاری نمایشگاههای بزرگ استفاده شوند یا جداگانه، برای ایجاد تنوع و آزادی بیشتر در چیدمان و برنامهریزی نمایشگاهها به دلیل کشیدگی افقی سایت، گالریهای ساختمان جدید در طبقات بالاتر بزرگتر میشوند، در حالی که گالریهای ساختمان موجود کوچکتر میگردند؛ با این حال، مجموع مساحت هر طبقه متصل متعادل باقی میماند.
تفاوت میان دو ساختمان از طریق ایجاد فضایی میانی میان «هنر» و «شهر» شکل گرفته است؛ فضایی که شامل راهپله آتریوم و آسانسورهای اختصاصی گالریها برای بهبود گردش عمودی است. این بخش عمومی و باز، از پلازای بیرونی و راهپله آتریوم آغاز شده و تا فضاهای چندمنظوره تراسدار در طبقات بالایی ادامه مییابد؛ مسیری برای جریان هنر و فعالیتها که ارتباطی باز و پویا با خیابان Bowery و شهر برقرار میکند.
نقش عقبنشینیهای حجمی در طراحی موزه هنر معاصر جدید نیویورک
برج موجود با تأکید بر عمودیت، تمام عملکردهای داخلی را با زبانی یکسان نمایش میدهد. ما قصد داشتیم تضادی سالم ایجاد کنیم؛ بنابراین گالریها را بهصورت افقی گسترش دادیم و دو عقبنشینی حجمی در ساختمان ایجاد کردیم.
عقبنشینی زاویهداری که از بالای مجموعه گالریها تا سطح خیابان امتداد مییابد، پلازای عمومی جدیدی را در انتهای خیابان Prince شکل میدهد؛ فضایی که هم بهعنوان نقطه تمرکز و هم بهعنوان حائلی میان ساختمان جدید و قدیم عمل میکند. عقبنشینی دوم در بالای گالریها باعث میشود بخش فوقانی ساختمان در منظر شهری محوتر به نظر برسد و در عین حال تراسهای طبقات بالا به آسمان گشوده شوند.
نمای ساختمان با شیشه لمینیتشده و لایهای از توری فلزی پوشیده شده است؛ در نتیجه بنا در طول روز حالتی یکپارچه و حجیم پیدا میکند و در کنار نمای فلزی ساختمان موجود هماهنگی بصری ایجاد میکند. اما در شب، شفافیت نما افزایش مییابد و نور از میان روزنهها عبور میکند و ساختار درونی موزه را آشکار میسازد.
موزه هنر معاصر جدید، مشارکت دو شخصیت متفاوت اما کاملاً سازگار است؛ مستقل از یکدیگر، اما در گفتوگویی دائمی. نتیجه، بستری توسعهیافته است که تعاملات پویاتری میان هنر، هنرمندان و مردم ایجاد میکند و این تعاملات به شکلی آشکار، اهداف اجتماعی و شهری موزه را به شهر منتقل میکنند.




























