30 درصد تحفیف برای محصولات شیت لایه باز و مقررات ملی ساختمان 

  کد تخفیف: ZMB5P

تالار کنسرت والت دیزنی اثر فرانک گری

تالار کنسرت والت دیزنی اثر فرانک گری: فرم مجسمه‌گون و دقت آکوستیکی

تالار کنسرت والت دیزنی اثر فرانک گری

تالار کنسرت والت دیزنی که در سال ۲۰۰۳ تکمیل شد و طراحی آن را فرانک گری بر عهده داشت، نه‌تنها یکی از آثار شاخص در کارنامه این معمار به‌شمار می‌آید، بلکه نقطه عطفی در تحول معماری و فرهنگی مرکز شهر لس‌آنجلس نیز محسوب می‌شود. این بنا که در تلاقی جاه‌طلبی هنری و هویت مدنی قرار دارد، نوآوری فرمی را با دقت فنی در هم می‌آمیزد و نمونه‌ای روشن از پیچیدگی‌ها و چانه‌زنی‌های لازم در معماری عمومیِ فرهنگی ارائه می‌دهد.

اطلاعات فنی تالار کنسرت والت دیزنی

معماران: فرانک گری (Gehry Partners, LLP)
مکان: لس‌آنجلس، کالیفرنیا، ایالات متحده آمریکا
کارفرما: مرکز موسیقی لس‌آنجلس / انجمن فیلارمونیک لس‌آنجلس
زیربنا: 27,220 مترمربع | 293,000 فوت مربع
سال‌های پروژه: 1999 – 2003
عکاسی: کاربران Unsplash
معمار اصلی: فرانک گری
مشاور آکوستیک: یاسوهیسا تویوتا، ناگاتا آکوستیکس
معمار اجرایی: Gruen Associates (لس‌آنجلس)
مهندس سازه: John A. Martin & Associates
مهندس مکانیک: Donald F. Dickerson Associates
پیمانکار اصلی: Mortenson Construction
ساخت و پوشش فلزی: شرکت Zahner
نرم‌افزار مورد استفاده: CATIA
آغاز طراحی: 1988
افتتاح: اکتبر 2003
ظرفیت سالن اصلی: 2,265 صندلی

«می‌خواستم ساختمان دوستانه باشد، شادی را بیان کند و برای جامعه جذاب و درگیرکننده باشد.»
— فرانک گری

خاستگاه زمینه‌ای و استقرار شهری

ریشه‌های شکل‌گیری تالار کنسرت والت دیزنی به اقدام نیکوکارانه لیلیان دیزنی بازمی‌گردد که در سال ۱۹۸۷ مبلغ ۵۰ میلیون دلار برای ساخت یک تالار کنسرت جدید برای فیلارمونیک لس‌آنجلس اهدا کرد. این پروژه به‌عنوان یک نشانه شهری طراحی شد تا به احیای مرکز شهر لس‌آنجلس، به‌ویژه منطقه بانکر هیل که در آن زمان روندی کند و پراکنده از تبدیل شدن به یک کریدور فرهنگی را تجربه می‌کرد، کمک کند. از همان ابتدا، این پروژه با انتظارات نمادین، عملکردی و سیاسی متعددی همراه بود.

فرانک گری در سال ۱۹۸۸ پس از یک فرایند رقابتی به‌عنوان معمار اصلی انتخاب شد. مدل‌های مفهومی اولیه او که با فرم‌های انتزاعی و تأکید بر سیالیت فضایی شناخته می‌شدند، با تردید برخی از اعضای کمیته انتخاب مواجه شدند. پایبندی گری به یکپارچگی طراحی، که گاه در تضاد با ترجیحات اهداکنندگان تلقی می‌شد، موجب طولانی شدن روند طراحی و بروز تنش‌ها و بازنگری‌های مالی شد. با این حال، پروژه علی‌رغم بیش از یک دهه تأخیر ادامه یافت؛ دوره‌ای که هم‌زمان با گسترش شهرت جهانی گری، به‌ویژه پس از موزه گوگنهایم بیلبائو، بود.

جانمایی تالار کنسرت هم از نظر راهبردی و هم نمادین اهمیت داشت. این بنا که در مجاورت سالن دوروتی چندلر و بر فراز گرند اَونیو قرار گرفته، از طریق رمپ‌ها، تراس‌ها و باغ‌ها با بافت شهری پیرامون خود وارد گفت‌وگو می‌شود و مرز میان معماری و فضای عمومی را محو می‌کند. رویکرد گری خلق یک بنای بسته و یادمانی نبود، بلکه ایجاد نفوذپذیری از طریق توالی‌ای دقیق از تجربه‌های بیرونی و درونی را دنبال می‌کرد.

زبان فرمی و بیان مصالح

تالار کنسرت اغلب با واژگان معماری دیکانستراکشن شناخته می‌شود، اما زبان فرمی آن را می‌توان دقیق‌تر به‌عنوان نتیجه جست‌وجوی مادام‌العمر گری در هندسه، حرکت و تنش تکتونیکی درک کرد. توده‌گذاری بنا تقارن و ترکیب‌بندی ایستا را کنار می‌گذارد و به‌جای آن مجموعه‌ای از سطوح شکسته و پیچان را ارائه می‌دهد که گویی به‌طور ارگانیک از زمین سر برآورده‌اند. این حرکات فرمی تصادفی نیستند، بلکه نوعی طراحی آگاهانه‌اند که هم با حرکت تجربی کاربر و هم با الزامات اجرایی هماهنگ شده‌اند.

یکی از تحولات کلیدی در طراحی زمانی رخ داد که گری پوشش سنگی اولیه را کنار گذاشت و به فولاد ضدزنگ روی آورد. این تغییر که تحت تأثیر محدودیت‌های بودجه‌ای و تمایل به سیالیت بیشتر فرمی بود، فرایند ساخت دیجیتال مبتنی بر نرم‌افزار CATIA را فعال کرد؛ ابزاری برگرفته از صنعت هوافضا. پوسته فلزی براق، متشکل از صدها پنل منحنیِ سفارشی، نور را در طول روز بازتاب و پراکنده می‌کند و بنا را به شیئی پویا تبدیل می‌سازد که به محیط اطراف خود واکنش نشان می‌دهد.

در تضاد با هیجان بصری نمای بیرونی، فضاهای داخلی با پالت مصالحی آرام و خوانایی فضایی مشخص تعریف شده‌اند. لابی و فضاهای حرکتی با چوب داگلاس فیر و بلوط پوشیده شده‌اند که حسی از صمیمیت و تداوم لمسی ایجاد می‌کند. این تضاد آگاهانه میان بیرون و درون، تعهد دوگانه گری به بیان‌گری فرمی و وضوح عملکردی را برجسته می‌سازد.

بیان سازه‌ای و پیچیدگی ساخت

فرم آزاد و مجسمه‌گون بنا، نیازمند یک سیستم سازه‌ای ویژه و دقیق بود. برای تحقق این هندسه پیچیده، از یک سازه فولادی سفارشی استفاده شد که انحناهای پوسته بیرونی را به‌طور کامل پشتیبانی می‌کند. در ضلع شمالی ساختمان، ستون‌های جعبه‌ای با زاویه‌ای حدود ۱۷ درجه به سمت جلو متمایل شده‌اند تا با فرم کلی بنا هماهنگ شوند. بخشی از این سازه فولادی به‌صورت آگاهانه در فضاهایی مانند نورگیرها و مسیرهای حرکتی نمایان شده است؛ رویکردی که به بازدیدکنندگان امکان می‌دهد منطق سازه‌ای پنهان در پس نمای مجسمه‌گون ساختمان را به‌طور مستقیم درک کنند.

طراحی آکوستیکی تالار کنسرت والت دیزنی

در قلب جاه‌طلبی معماری این بنا، عملکرد آکوستیکی آن قرار دارد. گری همکاری نزدیکی با یاسوهیسا تویوتا از شرکت ناگاتا آکوستیکس داشت؛ همکاری‌ای که شرایط شنیداری و حتی سازمان‌دهی فضایی سالن اصلی را شکل داد. استفاده از آرایش «تاکستانی» (Vineyard) که در آن سکوهای تماشاگران پیرامون صحنه قرار می‌گیرند، هم یک تصمیم آکوستیکی و هم حرکتی دموکراتیک بود که حس نزدیکی میان نوازندگان و مخاطبان را تقویت می‌کرد.

سالن اصلی با مجموعه‌ای از سطوح چوبی معلق و رفلکتورهای سقفی تعریف می‌شود که محیط صوتی را با دقت شکل می‌دهند. پنل‌های آکوستیکی ساخته‌شده از لایه‌های چندگانه داگلاس فیر، به‌طور هم‌زمان صدا را پخش و بازتاب می‌کنند و پژواکی طبیعی ایجاد می‌نمایند که دامنه وسیعی از دینامیک‌های ارکسترال را پشتیبانی می‌کند. در این پروژه، آکوستیک صرفاً به معماری افزوده نشد، بلکه خود مولد معماری بود.

دموکراسی فضایی و حذف سلسله‌مراتب

علاوه بر سالن اصلی، فضاهای تمرین و سالن‌های کوچک‌تر نیز با همان دقت آکوستیکی طراحی شده‌اند. این فضاها انعطاف‌پذیرند و از تمرین کامل ارکستر تا رویدادهای اجتماعی را در بر می‌گیرند. پس از بهره‌برداری، اصلاحات جزئی برای رفع برخی چالش‌های صوتی انجام شد که نشان‌دهنده فرایند مداوم تنظیم میان نیت طراحی و عملکرد واقعی بناست.

فراتر از جاه‌طلبی‌های آکوستیکی، سازمان‌دهی فضایی سالن اصلی بازتاب‌دهنده یک موضع‌گیری آگاهانه ایدئولوژیک است. مدیر پیشین فیلارمونیک لس‌آنجلس با استفاده از لاژها و بالکن‌های سنتی مخالفت داشت و آن‌ها را عناصری معماری می‌دانست که به بازتولید سلسله‌مراتب اجتماعی در میان مخاطبان می‌انجامند. در نتیجه، سالن به‌صورت یک حجم یکپارچه طراحی شد که در آن ارکستر و تماشاگران در یک میدان فضایی مشترک قرار می‌گیرند.

سکوهای نشیمن از همه جهات پیرامون صحنه گسترش یافته‌اند و با به حداقل رساندن امتیاز بصری و شنیداری، رابطه‌ای دموکراتیک میان اجراکنندگان و مخاطبان ایجاد می‌کنند. سطوح منحنی از چوب داگلاس فیر، بدون ایجاد مانع دیداری یا جدایی فیزیکی، بخش‌های مختلف سالن با ظرفیت ۲٬۲۶۵ نفر را به‌نرمی تعریف می‌کنند و مفهوم تجربه جمعی موسیقی را تقویت می‌سازند.

ارگ لوله‌ای به‌عنوان عنصر معماری و آکوستیکی

یکی از شاخص‌ترین عناصر فضای داخلی سالن، ارگ عظیمی است که در جلوی سالن قرار گرفته و از ۶٬۱۳۴ لوله منحنی تشکیل شده است. این ساز که تا نزدیکی سقف امتداد می‌یابد، بیش از آن‌که شبیه یک ارگ متعارف باشد، همچون ادامه‌ای از زبان مجسمه‌گون معماری بنا خوانده می‌شود.

این ارگ حاصل همکاری نزدیک فرانک گری با مانوئل جی. روزالس، طراح ارگ مستقر در لس‌آنجلس است و نمونه‌ای روشن از هم‌نشینی معماری، آکوستیک و اجراي موسیقی به‌شمار می‌آید. فرم بیان‌گرایانه آن با هندسه سیال سالن هم‌راستاست و حضور صوتی‌اش به عمق فضایی و غنای طنین آکوستیکی محیط می‌افزاید.

آزمون آکوستیک و مدل‌سازی فیزیکی

برای بهینه‌سازی عملکرد آکوستیکی سالن، فرانک گری و یاسوهیسا تویوتا فرایندی دقیق از مدل‌سازی فیزیکی را به کار گرفتند. در این راستا، یک مدل مقیاس ۱:۱۰ از سالن اصلی ساخته شد که تمامی عناصر آن، از جمله ردیف‌های نشیمن و حتی یک مدل انسانی در هر صندلی، به‌طور کامل شبیه‌سازی شده بود.

به‌منظور حفظ دقت آکوستیکی در این مقیاس کاهش‌یافته، فرکانس صوت تا ده برابر افزایش داده شد تا طول موج‌ها متناسب با ابعاد مدل کاهش یابد. این شیوه آزمایش دقیق امکان تنظیم هندسه تیغه‌ها، رفلکتورهای سقفی و سطوح منحنی را فراهم کرد و نشان داد که آکوستیک در این پروژه نه یک افزودنی ثانویه، بلکه عاملی مولد در شکل‌گیری فرم معماری بوده است.

بازخورد انتقادی و میراث معماری

پس از افتتاح، تالار کنسرت والت دیزنی به‌دلیل جسارت معماری و کیفیت ممتاز آکوستیکی مورد تحسین گسترده قرار گرفت. با این حال، اهمیت آن فراتر از زیبایی‌شناسی یا عملکرد صرف است؛ این بنا به نمادی از پایداری معماری و بازآفرینی مدنی تبدیل شد. برای گری، این پروژه نشان‌دهنده بلوغ ایده‌هایی بود که پیش‌تر در آثار مسکونی و نهادی او آزموده شده بودند، اما این‌بار در مقیاس شهری بازتعریف شدند.

این ساختمان در کنار شاخصه‌های اواخر قرن بیستم، مانند اپرای سیدنی و مرکز پمپیدو، قرار گرفته است؛ نه‌فقط به‌دلیل بیان فرمی، بلکه به‌واسطه نقشی که در بازتعریف ماهیت و تجربه یک نهاد فرهنگی ایفا می‌کند. تأثیر آن را می‌توان در موجی از بناهای فرهنگی مجسمه‌گون و اجرامند پس از آن دید که بسیاری از آن‌ها از روش‌های مدل‌سازی دیجیتال و فرم‌سازی مشارکتی گری الهام گرفته‌اند.

برای معماران معاصر، تالار کنسرت والت دیزنی درس‌های مهمی دارد: اهمیت گفت‌وگوی مستمر میان معمار و کارفرما؛ ظرفیت ابزارهای دیجیتال در آشتی دادن فرم و ساخت؛ و ارزش یکپارچه‌سازی راهبردهای آکوستیکی، مادی و فضایی از مراحل اولیه طراحی. این بنا همچنان یک مطالعه موردی برجسته در باب مؤلف‌بودن معماری است این‌که چگونه یک vision واحد می‌تواند از دل مقاومت، مذاکره و آزمایش‌های تکرارشونده تکامل یابد.

درباره فرانک گری

فرانک گری، معمار کانادایی–آمریکایی، به‌خاطر رویکرد غیرمتعارف و مجسمه‌گون خود در طراحی شناخته می‌شود؛ رویکردی که با فرم‌های شکسته، حرکت پویا و استفاده نوآورانه از مصالح همراه است. او به‌عنوان یکی از چهره‌های کلیدی معماری معاصر، با آثاری چون موزه گوگنهایم بیلبائو و تالار کنسرت والت دیزنی، از طریق زبان دیکانستراکتیویستی متمایز و ابزارهای پیشگامانه مدل‌سازی دیجیتال، مفاهیم سنتی سازه و زیبایی‌شناسی را به چالش کشیده است.

منابع: archeyes.com / archdaily.com

نظر شما در مورد این مقاله چیست؟
دنبال کردن
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی ترین
جدید ترین بیشترین رای
Inline Feedbacks
View all comments